close
تبلیغات در اینترنت
حکایات

حکمت های لقمان

دسته بندی: حکایات,
489 بازدید

 

روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو سه پند می دهم که کامروا شوی.

اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!

دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی !

سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی !!!

پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟

لقمان جواب داد :


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


ادامه مطلب

جوان خداترس و آیات عذاب الهی

دسته بندی: حکایات,
458 بازدید

امام صادق‌(ع) فرمود: روزی سلمان در بازار آهنگران عبور می‌كرد، دید جوانی فریاد می‌كشد و جمعیت بسیاری دور او را گرفته‌اند و آن جوان به روی زمین افتاده و بی‌هوش شده است. مردم تا سلمان را دیدند نزد او آمدند و گفتند: گویا به این جوان، بی‌هوشی یا دیوانگی روی آورده است. به بالین او بیایید و از خدا بخواهید، تا وی نجات یابد.
وقتی جوان، احساس كرد كه سلمان در كنارش است، آرامش یافت و چشم خود را گشود و عرض كرد: من نه دیوانه‌ام و نه حالت بی‌هوشی به من 


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


ادامه مطلب

شگفتى هاى روح آدمى در نهج البلاغه

دسته بندی: حکایات,
285 بازدید

درود خدا بر او ، فرمود: به رگ هاى درونى انسان پاره گوشتى آويخته كه شگرف ترين اعضاى درونى اوست ، و آن قلب است ، كه چيزهايى از حكمت ، و چيزهايى متفاوت با آن ،در او وجود دارد.
پس اگر در دل اميدى پديد آيد ، طمع آن را خوار گرداند ، و اگرطمع بر آن هجوم آورد حرص آن را تباه سازد ، و اگر نوميدى بر آن چيره شود ، تأسف خوردن آن را از پاى در آورد ، اگر خشمناك شود كينه توزى آن فزونى يابد و آرام نگيرد، اگر به خشنودى دست يابد ، خويشتن دارى را از


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


ادامه مطلب

«بسم الله» نگفتی!

دسته بندی: حکایات,
351 بازدید

عبدالله بن یحیی گوید: به محضر حضرت علی علیه السلام مشرف شدم و هنگامی که خواستم بر روی تخت بنشینم، پایه اش شکست و بر زمین افتادم و سرم آسیب دید. حضرت علی علیه السلام فرمود: شکر خداوندی را که کفاره گناهان شیعیان ما را در دنیا قرار داد تا همین جا پاک شوند. عرض


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


ادامه مطلب

امام باقر و مرد مسیحی

435 بازدید

  مردی مسيحی ، به صورت سخريه و استهزاء ، كلمه باقر را تصحيف‏ كرد به كلمه " بقر " - يعنی گاو - به آن حضرت گفت : انت بقر.

 

   امام بدون آنكه از خود ناراحتی نشان بدهد و اظهار عصبانيت كند ، باكمال سادگی گفت :

    نه ، من بقر نيستم من باقرم .

 مسيحی : تو پسر زنی هستی كه آشپز بود . 
- شغلش اين بود ، عار و ننگی محسوب نمی‏شود .

- مادرت سياه و بی‏شرم و بد زبان بود.

 

 


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


ادامه مطلب

پول با برکت

دسته بندی: حکایات,
473 بازدید

علی پيراهن را با خود برداشت و به بازار برگشت . به فروشنده فرمود :

-پيغمبر خدا ، پيراهنی ارزانتر از اين می‏خواهد ، آيا حاضری پول ما را بدهی و اين پيراهن را پس بگيری؟

فروشنده قبول كرد و علی پول را گرفت و نزد پيغمبر آورد . آنگاه رسول‏ اكرم و علی با هم به طرف بازار راه افتادند،در بين راه چشم پيغمبر به‏ كنيزكی افتاد كه گريه می‏كرد . پيغمبر نزديك رفت و از كنيزك پرسيد :

«چرا گريه می‏كنی ؟»

-اهل خانه به من چهار درهم دادند و مرا برای خريد به بازار فرستادند ، نمی‏دانم چطور شد پولها گم شد . اكنون جرئت نمی‏كنم به خانه‏ برگردم.

    رسول اكرم چهار درهم از آن دوازده درهم را به كنيزك داد و فرمود :

 

 


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


ادامه مطلب

داستان خواهش مسيح

496 بازدید

4.gif (400×150)
عيسى عليه السلام به حواريين گفت :((من خواهش و حاجتى دارم ، اگر قول مى دهيد آن را برآوريد بگويم )).
حواريين گفتند:((هرچه امر كنى اطاعت مى كنم )).
عيسى از جا حركت كرد و پاهاى يكايك آنها را شست . حواريين در خود احساس ناراحتى مى كردند، ولى چون قول داده بودند خواهش عيسى را بپذيرند، تسليم شدند، و عيسى پاى همه را شست . همينكه كار به انجام رسيد، حواريين گفتند:((تو معلم ما هستى ، شايسته اين بود كه ما پاى تو را مى شستيم نه تو پاى ما را)).
عيسى فرمود:
19.gif (200×71)


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


ادامه مطلب

داستان خيار فروش

544 بازدید

4.gif (400×150)
در قرن دوم هجرى ، مسئله سه طلاقه كردن زن در يك مجلس و يك نوبت ، مورد بحث و گفتگوى صاحبنظران بود. بسيارى از علما و فقهاى آن عصر معتقد بودند كه سه طلاق در يك نوبت بدون اينكه رجوعى در ميان آنها فاصله شود درست است . اما علما و فقهاى شيعه به پيروى از امامان عاليقدر خود اينچنين طلاقى را باطل و بى اثر مى دانستند. فقهاى شيعه مى گفتند سه طلاق كردن زن در صورتى درست است كه در سه نوبت صورت گيرد، به اين معنا كه مرد زن را طلاق دهد و سپس رجوع كند، دوباره طلاق دهد، باز رجوع كند، آنگاه براى سومين نوبت طلاق دهد. در اين هنگام است كه حق رجوع در عده از مرد سلب مى شود. بعد از عده نيز حق ازدواج مجدد ندارد، مگر بعد از آنكه تشريفات ((محلل )) صورت گيرد؛ يعنى آن زن با مرد ديگرى ازدواج كند و با يكديگر آميزش كنند، بعد ميانشان به طلاق يا وفات جدايى بيفتد.
مردى در كوفه ، زن خود را در يك نوبت سه طلاقه كرد و بعد از عمل خود پشيمان شد؛ زيرا به زن خود علاقه مند بود و فقط يك كدورت و شكرآب جزئى سبب شده بود كه تصميم جدايى بگيرد. زن نيز به شوهر خود علاقه داشت . از اين رو هر دو نفر به فكر چاره جويى افتادند.

19.gif (200×71)


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


ادامه مطلب

داستان شتر دوانى

دسته بندی: حکایات,
642 بازدید

4.gif (400×150)
مسلمانان به مسابقات اسب دوانى و شتردوانى و تيراندازى و امثال اينها خيلى علاقه نشان مى دادند؛ زيرا اسلام تمرين كارهايى را كه دانستن و مهارت در آنها براى سربازان ضرورت دارد سنت كرده است . به علاوه خود رسول اكرم كه رهبر جامعه اسلامى بود، عملاً در اينگونه مسابقات شركت مى كرد. و اين بهترين تشويق مسلمانان خصوصا جوانان براى ياد گرفتن فنون سربازى بود. تا وقتى كه اين سنت معمول بود و پيشوايان اسلام عملاً مسلمانان را در اين امور تشويق مى كردند، روح شهامت و شجاعت و سربازى در جامعه اسلام محفوظ بود. رسول اكرم گاهى اسب و گاهى شتر سوار مى شد و شخصا با مسابقه دهندگان مسابقه مى داد.
19.gif (200×71)


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


ادامه مطلب

پسر و پدر يكى هستند

345 بازدید


مرحوم شيخ صدوق و برخى ديگر از بزرگان آورده اند:
شخصى به نام ابن ابى سعيد مكارى ، روزى از روزها به محضر مبارك امام رضا عليه السلام شرفياب شد؛ و عرضه داشت : آيا خداوند، قدر و منزلت تو را بدان جا رسانده كه آنچه را پدرت ادّعا مى كرد تو نيز ادّعا كنى ؟!
حضرت فرمود: تو را چه شده است ؛ و اين چه برخورد و چه سخنى است ؟!
خداوند چراغ عمرت را خاموش كند و فقر و تنگ دستى و پريشانى را به خانه ات داخل گرداند.
آيا ندانسته اى كه خداوند متعال به عُمران ، وحى فرستاد كه تو را فرزندى پسر عطا مى نمايم و حضرت مريم را به او داد؛ و به مريم ، عيسى سلام اللّه عليهما را عنايت كرد و سپس فرمود: عيسى و مريم در حكم يك تن هستند؟
آن گاه افزود: و من نيز در شاءن و منزلت ، همچون پدرم مى باشم ؛ و هر دو يكى هستيم .

 


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


ادامه مطلب