close
تبلیغات در اینترنت
مطالب جالب

داستان پند آموز و زیبای توبه جوانی در روز عاشورا

1483 بازدید

***انصافا خوندنیه*** .....................

درددل یک جوان ایرانی يه خونه مجردي با رفيقامون درست کرده بوديم، اونجا شده بود خونه گناه و معصيت...دیگه توضیحش باخودتون.... شب عاشورا بودهرچي زنگ زدم به رفيقام، هيچکدوم در دسترس نبودند نه نماز، نه هیئت، نه پیراهن مشکی هيچي ميگفتم اينارو همش آخوندا درآوردند، دو تا عرب با هم دعواشون شده به ما چه ماشينو برداشتم برم يه سرکي، چي بهش ميگن؟ گشتي بزنم تو راه که ميرفتم يه خانمي را ديدم، خانم چادري وسنگینی بود کنارخیابون منتظرتاکسی بود خلاصه اومدم جلو و سوار ماشينش کردم یه دفعه یه فکری مثل برق توذهنم جرقه زد بله شیطان خوب بلده کجاواردبشه ازچندتاخیابون عبورکردم ورسیدم به میدون ورفتم سمت خونه مجردیمون خانمه که دید مسیری که اون گفته بودنمیرم گفت نگهدارومنم سرعتوبیشترکردموهرچی جیغ ودادمیزدتوجه نمیکردم شانس آوردم درهای ماشین قفل مرکزی داشت وگرنه خودشومینداخت پایین خلاصه، بردمش توي اون خانه ي مجردي اينم مثل بيد ميلرزيد و گريه ميکرد و ميگفت بابا مگه تو غيرت نداري؟ آخه شب عاشوراست!!!! بيا به خاطر امام حسين حيا کن گفتم برو بابا امام حسين کيه؟ اينارو آخوندا درآوردند، اين عربها با هم دعواشون شده به ما ربطي نداره

...


امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 4 نفر مجموع امتیاز : 12


ادامه مطلب

داستان پند آموز قرار دادن تخته سنگ توسط پادشاه در وسط جاده (بسیار خواندنی)

دسته بندی: مطالب جالب,
864 بازدید

ﺑﺨﻮﻧﯿﺪ ﻗﺸﻨﮕﻪ ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﻨﮓ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻭﺳﻂ ﺟﺎﺩﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦﮐﻪ ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻞ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﺪ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﺎﯾﯽ ﻣﺨﻔﯽﮐﺮﺩ .ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﺭﮔﺎﻧﺎﻥ ﻭ ﻧﺪﯾﻤﺎﻥ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺍﺯﮐﻨﺎﺭ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﻨﮓ ﻣﯽ ﮔﺬﺷﺘﻨﺪ .ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﻫﻢ ﻏﺮﻭﻟﻨﺪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺷﻬﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪﻧﻈﻢ ﻧﺪﺍﺭﺩ .ﺣﺎﮐﻢ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﻋﺠﺐ ﻣﺮﺩ ﺑﯽ ﻋﺮﺿﻪ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﻭ ..…ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﻨﮓ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻭﺳﻂ ﺑﺮ ﻧﻤﯽﺩﺍﺷﺖ .ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻏﺮﻭﺏ، ﯾﮏ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﭘﺸﺘﺶ ﺑﺎﺭ ﻣﯿﻮﻩ ﻭﺳﺒﺰﯾﺠﺎﺕ ﺑﻮﺩ، ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺳﻨﮓ ﺷﺪ، ﺑﺎﺭﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺯﻣﯿﻦﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺯﺣﻤﺘﯽ ﺑﻮﺩ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﻨﮓ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻭﺳﻂ ﺟﺎﺩﻩﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭﯼ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ .ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﮐﯿﺴﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﻨﮓ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻩﺑﻮﺩ، ﮐﯿﺴﻪ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺍﺧﻞ ﺁﻥ ﺳﮑﻪ ﻫﺎﯼ ﻃﻼ ﻭ ﯾﮏﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ.ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺩﺭﺁﻥ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ :ﻫﺮ ﺳﺪ ﻭ ﻣﺎﻧﻌﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﯾﮏ ﺷﺎﻧﺲ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ!!زندگی عمل کردن است .این شکر نیست که چای را شیرین میکند بلکه حرکت قاشق چای خوری است که باعث شیرین شدن چایی میشود.....!!


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


زمین لحظه هنگام دفن شارون ملعون

دسته بندی: مطالب جالب,
528 بازدید

در لحظاتی که جنازه آریل شارون، نخست وزیر جنایتکار رژیم صهیونیستی در قبر گذاشته شد، تمام منطقه شروع به لرزش کرد، به طوری که شرکت کنندگان در مراسم تدفین به وحشت افتادند.

 


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


ادامه مطلب

داستان خواهش مسيح

496 بازدید

4.gif (400×150)
عيسى عليه السلام به حواريين گفت :((من خواهش و حاجتى دارم ، اگر قول مى دهيد آن را برآوريد بگويم )).
حواريين گفتند:((هرچه امر كنى اطاعت مى كنم )).
عيسى از جا حركت كرد و پاهاى يكايك آنها را شست . حواريين در خود احساس ناراحتى مى كردند، ولى چون قول داده بودند خواهش عيسى را بپذيرند، تسليم شدند، و عيسى پاى همه را شست . همينكه كار به انجام رسيد، حواريين گفتند:((تو معلم ما هستى ، شايسته اين بود كه ما پاى تو را مى شستيم نه تو پاى ما را)).
عيسى فرمود:
19.gif (200×71)


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


ادامه مطلب

داستان خيار فروش

544 بازدید

4.gif (400×150)
در قرن دوم هجرى ، مسئله سه طلاقه كردن زن در يك مجلس و يك نوبت ، مورد بحث و گفتگوى صاحبنظران بود. بسيارى از علما و فقهاى آن عصر معتقد بودند كه سه طلاق در يك نوبت بدون اينكه رجوعى در ميان آنها فاصله شود درست است . اما علما و فقهاى شيعه به پيروى از امامان عاليقدر خود اينچنين طلاقى را باطل و بى اثر مى دانستند. فقهاى شيعه مى گفتند سه طلاق كردن زن در صورتى درست است كه در سه نوبت صورت گيرد، به اين معنا كه مرد زن را طلاق دهد و سپس رجوع كند، دوباره طلاق دهد، باز رجوع كند، آنگاه براى سومين نوبت طلاق دهد. در اين هنگام است كه حق رجوع در عده از مرد سلب مى شود. بعد از عده نيز حق ازدواج مجدد ندارد، مگر بعد از آنكه تشريفات ((محلل )) صورت گيرد؛ يعنى آن زن با مرد ديگرى ازدواج كند و با يكديگر آميزش كنند، بعد ميانشان به طلاق يا وفات جدايى بيفتد.
مردى در كوفه ، زن خود را در يك نوبت سه طلاقه كرد و بعد از عمل خود پشيمان شد؛ زيرا به زن خود علاقه مند بود و فقط يك كدورت و شكرآب جزئى سبب شده بود كه تصميم جدايى بگيرد. زن نيز به شوهر خود علاقه داشت . از اين رو هر دو نفر به فكر چاره جويى افتادند.

19.gif (200×71)


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


ادامه مطلب

پسر و پدر يكى هستند

345 بازدید


مرحوم شيخ صدوق و برخى ديگر از بزرگان آورده اند:
شخصى به نام ابن ابى سعيد مكارى ، روزى از روزها به محضر مبارك امام رضا عليه السلام شرفياب شد؛ و عرضه داشت : آيا خداوند، قدر و منزلت تو را بدان جا رسانده كه آنچه را پدرت ادّعا مى كرد تو نيز ادّعا كنى ؟!
حضرت فرمود: تو را چه شده است ؛ و اين چه برخورد و چه سخنى است ؟!
خداوند چراغ عمرت را خاموش كند و فقر و تنگ دستى و پريشانى را به خانه ات داخل گرداند.
آيا ندانسته اى كه خداوند متعال به عُمران ، وحى فرستاد كه تو را فرزندى پسر عطا مى نمايم و حضرت مريم را به او داد؛ و به مريم ، عيسى سلام اللّه عليهما را عنايت كرد و سپس فرمود: عيسى و مريم در حكم يك تن هستند؟
آن گاه افزود: و من نيز در شاءن و منزلت ، همچون پدرم مى باشم ؛ و هر دو يكى هستيم .

 


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


ادامه مطلب

جملات زیبابرای خدا

466 بازدید

خدایا ، آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم

و آنگونه بمیرانم که به وجد نیاید کسی از نبودنم . . .

(کورش بزرگ)

.

.

.

یادمان باشد پیمانى راکه در طوفان با خدا مى بندیم

در آرامش فراموش نکنیم . . .

.

.

.

به خدا گفتم : به من همه چیز بده ، تا از زندگی لذت ببرم

خداوند فرمود : به تو زندگی دادم تا از همه چیز لذت ببری . . .

.

.

.

یک دانه بذر میلیون ها دانه را با خود دارد. آیا وفور وغنای هستی را می بینی؟

خداوند در وجود ما هم “روحش” را به امانت گذاشته است

این همان “دانه الهی” است که باید آنرا با عشق و ایمان آبیاری کرد تا شکوفا گردد

.

.

.

معبودم!

متبرکم گردان به نامت

متبلورم گردان به عبادتت

متذکرم گردان به ذکرت

مرحمتم گردان به رحمتت

.

.

.

چه خود ساخته هایی که مرا سوخت ، و چه سوختن هایی که مرا ساخت

ای خدای من ، مرا فهمی عطا کن ، که از سوختنم

ساخته ای آباد از من بجا ماند . . .


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


برچسب ها : , , , , ,

ردپای شیطان

636 بازدید

نماز كه تمام شد، مردم يكي يكي از مسجد خارج شدند حاج آقا سجاده‌اش را جمع كرد. قرآني برداشت و نزديك ياسر آمد، نشست و شروع به تلاوت قرآن كرد. نمازهاي پي درپي ياسر جايي براي بازكردن سرصحبت نمي‌گذاشت. حاج آقا به تلاوتش ادامه داد تا بالاخره نماز ياسر تمام شد حاج آقا رو كرد به ياسر و با تبسم گفت:
- ياسر جان! اضافه كار معنوي برداشتي؟
نه حاج آقا من نماز خودم را هم بخوانم كلاهم را بالا مي‌اندازم.
- مدتي است از من خيلي سئوال مي‌پرسي، وضوها و نمازهايت توجه نمازگزاران را به خود جلب كرده است.
شرمنده‌ام حاج آقا، راستش خودم هم اين كار را دوست ندارم. آره خودم هم متوجه شده‌ام مردم نگاه عجيبي به من مي‌كنند اما.
ياسر كلامش را ناتمام گذاشت و سري از روي تأسف تكان داد.
حاج آقا گفت: امّا چي؟
- اين روزها نه وضوهام نه نمازهام، هيچ‌كدام، «به دلم نمي‌نشينند». يك حسي به من مي‌گويد، تكرار كن تا عبادتت كامل شود و فردا «احساس‌گناه» و «عذاب وجدان» گريبانگيرت نشود. به همين دليل، دوباره اعمالم را به جا مي‌آورم تا خدا از من راضي شود. حاج آقا قرآن را بست و بوسيد و كنار ياسر چهار زانو روي زمين نشست و گفت: با يك داستان چه طوري؟
لبخندتلخي زد و گفت بفرماييد.
«وه كه زيبا و باشكوه بود. همه فرشته‌ها در صفوفي منظم در برابر فرمان خدا تسليم شدند و مقابل حضرت آدم پيشاني خشوع بر مُهر اخلاص گذاشتند. منظره‌اي بسيار حيرت‌انگيز و تحسين‌برانگيز بود. به قدري كه زبان‌سخنرانان و قلم نويسندگان تا به امروز نتوانسته‌اند به قلهر‌وصفش صعود كنند و هيچ پرنده‌ي خيالي نتوانسته همه ابعادش را بر بوم انديشه‌اش بکشد. سراسر عرش را سكوت معنوي فراگرفت. در اين ميان شيطانِ شيدا همچنان تمام قد ايستاده بود. نگاهي به ملكوتيانِ گوش به فرمان مي‌كرد و نگاهي به عظمت خدا. به او امر شد تو هم در برابر جانشين من، سر احترام به زمين بندگي بگذار. غُل غرور و زنجير كبر تاب و توان هركار مثبتي را از او گرفته بود. به دست و پا افتاد، شروع كرد به چك و چانه زدن. نداي رحماني را شنيد: در يك كلام، اگر خواسته يا حرف حسابي داري، شفاف بگو؟
خدايا! من غافل‌گير شدم. من گُلواره كجا و آدم گِلواره كجا؟ به من يك «فرصتي» بده؛ مرا از اين تكليف معاف كن تا چنان عبادتي در محراب كبرياي‌ات كنم كه همه جن و انسان تا قيامت، انگشت حيرت به دهان گيرند و از«فكر انجامش» فرو مانند. قبولِ؟ و خداوند به او گفت: تو از يك معناي دقيق عبادت غافلي:
«عبادت چيزي است كه من، خداي‌تو، مي‌خواهم نه آن چيزي كه تو،بنده‌ي من، مي‌خواهي»
ياسرجان! من عمداً به خاطر تو و امثال تو، مدتی شب است بعد از نماز درباره‌ي اين كه «كثيرالشك»، «حرام» است به شكّش اعتناء كند گفتگو مي‌كنم بعد دست ياسر را در دست خود گرفت، كمي فشرد و گفت: ياسر جان! مراقب باش شيطان براي تو با «دانه‌ي بندگي» «بند و كمند بيچارگي» پهن كرده است. قبل از اين كه كمرت را به زمين داغ رسوايي بخواباند، در «باشگاه خودپايي» خودت را براي كُشتي با او آماده كن. عزيزمن! خدا خودش گفته نمي‌خواهم شهد دينم را با سخت‌گيري دركام‌تان تلخ كنم. به همين دليل به ما دستور داده است كه اگر زياد داري شك مي‌كني، بي‌خيال شك باش و به شكّت اعتنا نكن. و «هديه»‌ي آسان گرفتن بر تو را از خدا قبول كن و شاكر باش. با سنگِ «چهار قل» و سلاحِ «لااله الاالله او را بران. مراقب باش به اسم عبادت سرت كلاه نگذارد و خطاي شيطان را تكرار نكني؟
ياسر جان!«كسي كه جغد راهنمايش باشد راهبريش به‌سوي خرابه‌هاست». هر كسي متناسب با شرايط جسمي و روحي خود تكليف مخصوص به خود را دارد. اگر تو عملت را تكرار كني مثل اين است كه در سفر بگويي خدايا نماز چهار ركعتي كامل‌تر است من به دلم نمي‌نشيند و نماز چهار ركعتي بخواني. حاج آقا حرفش كه تمام شد در چشم‌هاي اشكبار ياسر نگاهي كرد و گفت تلاش كن من هم دعات مي‌كنم تو اين مبارزه كم نياري بعد عبايش را به دوش انداخت و رفت. او رفت ولي سخنان منطقي‌اش مهمان ذهن ياسر شد.


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


برچسب ها : , , , , ,

چه کنیم گناه نکنیم؟

629 بازدید

 

آثار سوء گناه در دنیا و آخرت

شناخت آثار سوء گناه در دنیا و آخرت  باعث می شود انسان از آن دوری کند. انسان تا گناهی را مرتکب نشده، خداوند برای او چیزی نمی نویسد. ولی اندیشه گناه می تواند اثراتی داشته باشد که ائمه (علیهم السلام) به آن اشاره کرده اند. امام صادق (ع) درحدیثی فرموده اند: انَ المومِنَ لَیَنوی الَذنبَ فَیُحرمُ الرِزقَ (1) .

گاهی مومن اندیشه گناه می کند و همین موجب محروم شدن او از روزی می شود. در همین مورد در حدیث دیگری آمده است. حضرت مسیح به پیروان خود می فرمود:"موسی بن عمران به شما دستور داد که زنا نکنید و من به شما امر می کنند که فکر زنا را نیز در خاطر نیاورید چه برسد به این که عمل زنا را انجام دهید،هر کس فکر زنا کند مانند کسی است که در عمارت زیبا و رنگ آمیزی شده اش آتش روشن کند در این صورت دود آتش رنگ خانه را تباه کند، اگر چه خانه نسوزد"(3) 

بنابراین اسلام از اندیشه و فکر گناه هم جلوگیری کرده و این بزرگترین راه مبارزه با گناه است چون در کوزه همان تراود که در اوست. اندیشه گناه خود بزرگترین وسیله تولید گناه است"ز خیر خیر تراوش نماید و زشر شر"

آثار سوء دنیوی گناه به قدری زیاد است که امیر المومنین علی(ع) در دعای کمیل می فرمایند:" اللهم اغفرلی الذنوب التی تهتک العصم..." پروردگارا! بیامرز گناهانی که پرده را بدرد و گناهانی که بدبختی را فرود آورد و بیامرز بر من گناهانی را که مانع اجابت دعا می شود و بلاها را فرود می آورد. با توجه به این فراز دعای کمیل معلوم می شود که گناه سبب ریختن آبرو و دریدن پرده و رسوایی می شود، گناه سبب نزول بلاها و زوال نعمت می شود.

در قرآن کریم خداوند می فرماید:" هر مصیبتی که به شما برسد سبب دستاورد خود شماست و خدا از بسیاری گناهان در می گذرد."(4)


شکلک های محدثه


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


ادامه مطلب
برچسب ها : , , ,

داستان تکان دهنده.حال توبه داری نگاه کن.توبه و جوان گناهکار-

609 بازدید


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0