close
تبلیغات در اینترنت
داستان خواهش مسيح

داستان خواهش مسيح

515 بازدید

4.gif (400×150)
عيسى عليه السلام به حواريين گفت :((من خواهش و حاجتى دارم ، اگر قول مى دهيد آن را برآوريد بگويم )).
حواريين گفتند:((هرچه امر كنى اطاعت مى كنم )).
عيسى از جا حركت كرد و پاهاى يكايك آنها را شست . حواريين در خود احساس ناراحتى مى كردند، ولى چون قول داده بودند خواهش عيسى را بپذيرند، تسليم شدند، و عيسى پاى همه را شست . همينكه كار به انجام رسيد، حواريين گفتند:((تو معلم ما هستى ، شايسته اين بود كه ما پاى تو را مى شستيم نه تو پاى ما را)).
عيسى فرمود:
19.gif (200×71)

((اين كار را كردم براى اينكه به شما بفهمانم كه از همه مردم سزاوارتر به اينكه خدمت مردم را به عهده بگيرد ((عالم )) است . اين كار را كردم تا تواضع كرده باشم و شما درس ‍ تواضع را فرا گيريد و بعد از من كه عهده دار تعليم و ارشاد مردم مى شويد، راه و روش خود را تواضع و خدمت خلق قرار دهيد. اساسا حكمت در زمينه تواضع رشد مى كند نه در زمينه تكبر، همان گونه كه گياه در زمين نرم دشت مى رويد نه در زمين سخت كوهستان ))


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


دیدن این مطالب نیز به شما توصیه میشود

دیدگاه شما از مطلب بالا چیست؟

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • سوالات خود در مورد این مطالب را در انجمن لطفا بیان کنید